مرتضى راوندى
60
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
گذشتند يا به حكم اجبار و اضطرار به هندوستان و يزد و كرمان گريختند . . . بالنتيجّه ، ادبيات مزديسنا يكباره نيست و نابود شد و آثارى از آن به وسيلهء مهاجرين و فراريان به هندوستان منتقل گرديد و چنان كه مىدانيم امروز فراگرفتن ادبيّات مزديسنا براى علاقمندان ، نيز كاريست دشوار . سير تكاملى ادبيات فارسى پس از اسلام بهنظر يكى از محققان « ايرانيان بىگمان فرهنگ كهن خويش را نگاه داشتند ، اما اسلام را نيز پذيرفتند ، كه براى ايشان پديدهاى سودمند بود . پس از قبول آئين جديد به عنوان يك دين شرعى ، با استفاده از لغات و ادبيات عرب به رشد و تكامل زبان فارسى همت گماشتند . اگر امروز بخواهيم واژههاى عربى را از زبان فارسى امروزى بيرون بريزيم ، همانقدر دشوار خواهد بود كه بيرون ريختن واژههاى فرانسوى يا لاتينى از زبان انگليسى . . . همچنانكه زبان انگليسى پس از پيروزى « نرمانها » با واژههاى لاتينى و فرانسوى با زبان انگلوساكسون درآميخت و غنى گشت ؛ زبان فارسى هم با واژههاى بسيار فراوان عربى رونقى يافت و قواعد عروضى عربى نيز به شعر فارسى ، غنايى بخشيد ؛ كمتر ملتى آثارى به گوناگونى و زيبايى شعر فارسى و سخنرانانى مانند فردوسى ، سعدى و حافظ و مولوى و بسيارى ديگر فراهم كرده است ، منظومههاى عرفانى و عشقى و حماسى هممايه آرايش زبان فارسى هستند و به راستى مىتوان گفت ، كه شكوهمندى نبوغ ايرانى در شعر او جلوهگراست . » « 1 » بهنظر « فراى » « . . . ادبيات فارسى را مىتوان به سه بخش درآورد ، اين طبقهبندى براساس نوع شعر يا نثر نيست ، بلكه مبتنى بر امتيازات اجتماعى و موقعيت شنوندگانى است كه اثر براى آنها پديد آمده است . . . نوع اول را ادبيات ممتاز مىناميم ، كه توسط درباريان براى بزرگان و آموزش يافتگان پديد آمده است ؛ نوع دوم ، ادبيات عامه است ، كه نوشته نشده و متضمن قصهها و ضرب المثلهايى است كه غالبا به زبان ساده است ؛ نوع سوّم ، همانا ادبيات عالمان است ، كه مخصوص مباحث فنى است نه ادبيات ؛ اين آخرين ، آثارى است از روشنفكران و براى
--> ( 1 ) . ريچاردن فراى : عصر زرين فرهنگ ايران ، ترجمه مسعود رجبنيا ، ( نگاه كنيد به مقدمه ) از ص 19 به بعد